‍‍ شرف اهل قلم : دکتر احمد زیدآبادی | شرف اهل علم : دکتر علی صلواتی‌زاده

 

متن رو به سه بخش تقسیم می‌کنم:
۱. دکتر احمد زیدآبادی
۲ دکتر علی صلواتی‌زاده
۳. کتاب "از سرد و گرم روزگار"

 

۱. دکتر احمد زیدآبادی (منبع: ویکی‌پدیای فارسی)
احمد زیدآبادی رومه‌نگار و تحلیل‌گر ی اصلاح‌طلب ایرانی است که در پی حوادث انتخابات ریاست‌جمهوری (سال ۸۸) به شش سال زندان، پنج سال تبعید به گناباد و محرومیت مادام‌العمر از هرگونه فعالیت ی و شرکت در احزاب و هواداری و مصاحبه و سخنرانی و تحلیل حوادث، به‌صورت کتبی یا شفاهی محکوم شد و پس از طی دوران حبس و در اوایل تبعید در مردادماه ۱۳۹۴ مورد عفو عید فطر قرار گرفت و آزاد شد.
او می‌گوید: "زندگی به اندازه‌ای زیباست که همه‌چیز را می‌توان قربانی آن کرد، مگر شرافت را، که عزیزتر و زیباتر از زندگی است و لایق آنکه زندگی را قربانی آن کرد. این اصل اساسی زندگی من است و هرکس لحظه‌ای در این باره تردید کند هرگز مرا نشناخته است"


۲. دکتر علی صلواتی‌زاده (منبع: خودم :))
با دکتر صلواتی‌زاده ترم یک -برنامه‌ریزی ریاضی پیشرفته- داشتیم. یه درس خیلی سخت و پیچیده. دکتر صلواتی‌زاده یه چیزی فراتر از استاد بود برامون و فقط توو کلاس درس خلاصه نمی‌شد. خوبی‌هاش و خوب تدریس کردنش باعث شد جزوه‌های کلاسش رو بزارم توو پوشه و به‌عنوان یادگاری نگه دارم، ویس‌های کلاسش رو هم توو یه فایل روی دسکتاپ لپ‌تاپ نگه دارم. اگه بخوام یه چشمه از تفاوت‌های ایشون با بقیه اساتید رو بگم:
۲-۱) توو کلاس دانشجو رو به بحث می‌کشید و از همه دانشجوها با افکار متفاوت برای جلو بردن درس استفاده می‌کرد.
۲-۲) مثل دکتر شریعتی درس می‌داد! یعنی بدون اینکه چیزی رو حفظ کنه میومد توو کلاس و خیلی خفن و باحال و مسلط همه موضوعات رو باز می‌کرد برای بچه‌ها.
۲-۳) یادمه بعد امتحان پایان‌ترم (که خیلی هم سخت بود!) به چندتا از بچه‌ها که امتحان رو خراب کرده بودن (از جمله خودم!) توو تلگرام پی‌ام داد و پرسید چرا امتحان رو خراب کردی و مشکلی چیزی برات پیش اومده؟!
۲-۴) چندبعدی بودنش رو خیلی دوست داشتم. این که هم توو رشته خودش خفن بود، هم زبون آلمانی بلد بود، هم اهل ادبیات بود و . .
۲-۵) یه کانال تلگرامی زده بود و قبل از کلاس، درس جلسه بعد رو می‌ذاشت تا بخونیم.
و .  (بخوام بگم زیاد می‌شه جا نمی‌شه!)


۳. کتاب "از سرد و گرم روزگار"
این کتاب که نوشته احمد زیدآبادی هستش، شرح حال خودشه که با قلمی روان و با ذکر جزئیات نوشته شده. علت اینکه دکتر زیدآبادی و دکتر صلواتی‌زاده رو با هم ترکیب کردم، این هست که امروز همزمان هم کتاب "از سرد و گرم روزگار" رو تموم کردم و هم دکتر صلواتی‌زاده رو دیدم؛ و چه اتفاقی بهتر از این؟!
برشی از کتاب:
سرنوشت به دنبالم بود؛ 《چون دیوانه‌ای تیغ در دست》. پس به خلاف همسالانم، تسلیم آن نشدم. هر غروب پاییز از بلندای تک‌درخت تناور روستایمان چشم به افق‌های دوردست و بی‌انتهای کویر دوختم و به آواز درونم گوش فرا دادم؛ آوازی که مرا به 《انتخاب》 فرامی‌خواند. پس انتخاب کردم؛ فقر و بی‌پناهی را با شکیبایی تاب آوردم، از رنج و زحمت کار شانه خالی نکردم، سر در کتاب فرو بردم و بر همه تباهی‌های محیط اطرافم شوریدم این قصه سرگذشت من است تا ۱۸ سالگی.


مشخصات

  • جهت مشاهده منبع اصلی این مطلب کلیک کنید
  • کلمات کلیدی: دکتر ,کتاب ,صلواتی‌زاده ,زیدآبادی ,احمد ,خیلی ,دکتر صلواتی‌زاده ,احمد زیدآبادی ,دکتر احمد
  • در صورتی که این صفحه دارای محتوای مجرمانه است یا درخواست حذف آن را دارید لطفا گزارش دهید.

تبلیغات

محل تبلیغات شما

آخرین ارسال ها

برترین جستجو ها

آخرین جستجو ها

Cobalt-Blue دانلود سریال اهنگ های ماندگار کوچه بازاری جنبش عدالتخواه دانشجویی دانلود فیلم و سریال اموزش و معرفی بازی ها کلینیک تخصصی روانشناسی و مرکز مشاوره انتخاب نو آشپزی 20